Iranian Futurist 
Iranian Futurist
Ayandeh-Negar
Welcome To Future

Tomorow is built today
در باره ما
تماس با ما
خبرهای علمی
احزاب مدرن
هنر و ادبیات
ستون آزاد
محیط زیست
حقوق بشر
اخبار روز
صفحه‌ی نخست
آرشیو
اندیشمندان آینده‌نگر
تاریخ از دیدگاه نو
انسان گلوبال
دموکراسی دیجیتال
دانش نو
اقتصاد فراصنعتی
آینده‌نگری و سیاست
تکنولوژی
از سایت‌های دیگر


آینده چراغ راه گذشته

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
Facebook Twitter Google Yahoo Delicious بالاترین دنباله

[07 Feb 2018]   [ دکتر شیرزاد کلهری]

یک عمر بما فرمودند که گذشته چراغ راه آینده است. در صورتیکه اگر خوب بیندیشیم می بینیم که این آینده است که بما میگوید در گذشته چه اشتباهاتی را مرتکب شده ایم. اگر کمی مغزهای یخ زده ی مان را زیر آب آینده گرم کنیم خواهیم دید که حرف بی ربطی نیست!
اگر به دقت و بدون غرض ورزی و با قدری شجاعت به گذشته ی مان بنگریم در خواهیم یافت که از نظر تاکتیکی مشی چریکی یک مشی تروریستی به تمام معنی بود. هر چند که تیپ هائی مثل آلتوسر فیلسوف چپ گرای فرانسوی آنزمان آنرا مشی ای مینامیدند که ایجابی بود و وی مشروط آن مشی را می پذیرفت. چرا که علت پذیرش آن بسیار ساده بود: «آنها میکشند پس ما هم باید بکشیم!» دیگر به دنبال عوارض و غبن بی پایانی که این مشی در جامعه و علی الخصوص در آدمهای درگیر در این نوع مبارزه بوجود میآورد نمی پرداختند.
قدری مسئله را باز کنیم. آقای نواب صفوی با اسم اصلی (سید مجتبی میرلوحی ۱۳۰۳ تا ۲۷ دی ۱۳۳۴) در راه ایدئولوژی اسلامی خود احمد کسروی را که بزرگترین و بی آلایش ترین و دانشمندترین شخصیت آنزمان ایران بود را میکشد. از قتل فجیع و بسیار بی رحمانه ی این ترور کثیف که بگذریم ضربه ی فرهنگی آن برای یک جامعه ی کهنه و فرسوده ی ایران که درون فرهنگ منسوخ و عقب افتاده ی خود، خودکشی می¬کند را نمی توان جبران کرد. هشتصد سال پیش از این هم حسن صباح از این قتلها میکرد. یک عده را خواجه کرده و عقده ای بار آورده و در قلعه ی لعنتی الموت شستشوی مغزی داده و سپس به قتل بزرگان مملکت میفرستاد. قتل خواجه نظام الملک یکی از این قتلهای وقیحانه بود. جالب اینجاست که مسعود رجوی هم ادای کمیک حسن صباح را در میآورد. شاید هم اکنون بمانند حسن صباح به غیبت صغرا دست زده باشد و سپس در قیام القیامه ظهور کند. کسی چه میداند! اما هر چند که قتلهای رجوی و گروهش صدمه ی شخصیتی مهمی به جامعه نزد ولی باعث مشروعیت دادن به قتل عامهای رژیم جمهوری اسلامی شد. رژیمی که خود را مثل قایق توفان زده در وسط اقیانوس میدید با داشتن نفرات بیشتر حمله را آغازید و چنان بزرگانی را به قتل رساند که هنوز هم این جمهوری از داشتن یک سیاستمدار هوشیار و ورزیده رنج میبرد. و سالهای سال باز طول خواهد کشید که شخصیتی درست و حسابی مانند مصدق زاده شود.
اشتباه بزرگ سیاستمداران و گروههای آنزمان این بود که ابدا به دموکراسی فکر نکردند مگر یک گروه و آنهم حزب دموکرات کردستان بود. چرا که آنها سیاستمداران ورزیده ای داشتند. که اینرا جمهوری اسلامی بهتر از همه میدانست و برای این جمهوری اسلامی نه کومله، نه فدائی و پیکاری و نه مجاهد، هیچکدام خطرناک بنظر نمی رسیدند بلکه در درجه ی اول بختیار و در درجه ی بعدی حزب دموکرات کردستان خطر بزرگی محسوب می¬شدند. مجاهدین و فدائیان (که صد البته زودتر از آمدن فشارها وادادند و به چند شقه تقسیم شدند) برای جمهوری اسلامی مسئله آفرین بودند، اما نه خطر بزرگ! جمهوری اسلامی تنها موقعی فلج میشد که دموکراسی را قبول کند. برای جمهوری اسلامی مرگ بر امپریالیسم که هدف از این شعار در اصل نشانه گرفتن دموکراسی غربی بود (چرا که با امپریالیسم روسیه از اول بنیانگذاریشان کنار آمده بودند). چونکه تنها کمونیستها بودند که اجازه ی قتل هم وطن هایشان را میدهند. در اروپا هر اروپائی برای خود شخصیت و وزنه ای است. هر انسانی ارزش دارد. پس قطع رابطه با غرب تنها بقول خودشان بدلیل شیطنتهای غرب نبود بلکه برای این بود که پذیرش دموکراسی غرب مرگ جمهوری اسلامی بود. بی دلیل نبود که این جمهوری از ابتدا تمامی همّ خود را به سلاخی دموکراسی وقف کرد و در این مورد چنان قصابانه و بی رحمانه عمل کرد که تنها از عهده ی نرون خونخوار رم بر میآمد. از زنان حامله گرفته تا کودکان و دختران باکره و حتی به فرزندان خودی هم ابقا نکرد. از این جمهوری دمکراسی خواستن اشتباهی تکراری است. نگاه کنید یک جنبشی پیش آمد آنان دوهزار و هفتصد نفر را زندانی کردند و حالا یکی یکی آنها را سلاخی میکنند. اصلاح طلب و محافظه کار در حمایت از این قتلهای پنهانی دست به دست هم داده اند. این تنها جمهور اسلامی نیست که از این قتلها میکند. این سیستم فکری توتالیتری و استبدادی است که در بشر ایرانی عجین شده است. و جمهوری اسلامی نیز از این معجون به دور نیست که هیچ بلکه نقطه ی اوج فواره ای است که رو به پائین میگذارد.
زمانی که پادشاه قدر قدرت ایران جناب ناصر الدین میرزا به انگلیس سفر کرده بود از طرز اعدام انگلیسیها خوشش آمده بود. بنابراین تقاضا میکند که در مقابل وی یکی را اعدام کنند. برایش میگویند که اعدامی بعدی قرار است یکماه دیگر اعدام شود بنابراین حق حیات یک ماه دیگر را دارد. ناصرالدین شاه یکی از همراهانش را مامور میکند که برود در انگلیس بگردد و یک ایرانی پیدا کند که انگلیسها اعدام کنند. او پیدا میکند و انگلیسها او را اعدام نمیکنند چرا که گنهکار نبود. ولی ناصر الدین شاه ابرام و اصرار داشت که اشکالی ندارد انگلیسی که نیست ایرانی است من دستور میدهم اعدامش کنید، شما هم اعدامش کنید.
این طرز تفکر یک رهبر ایرانی است و هنوز هم رهبریت ایران با همین طرز تفکر بر مملکت ما حاکم است. چرا؟ برای اینکه ما جرئت نکردیم که در مقابل این فاصدان بیایستیم و مثل رهبر کارگران فرانسه بانگ بر بیآوریم که اگر تا ظهر قانون کار جدید را مجلس تصویب نکند مجلس را به سرشان ویران خواهیم کرد. ما رهبر قاتل و قدر قدرت را تا آنجا بالا میبریم تا نوبت بریدن سر خود ما برسد.
رهبران گروههای ما هم مثل همین رهبران جمهوری اسلامی بودند. محمد حنیف نژاد، حمید اشرف، محمد تقی شهرام جملگی مشی چریکی را قبول داشتند که مشی ای تروریستی و آوانتاریستی بود. که در برخی موارد به قتل همرزمانشان خودشان نیز انجامید. مثل قتل تروریست دیگری چون مجید شریف واقفی. و جالب است و دال بر درستی این بررسی است که جمهوری اسلامی اسم این تروریست را برای کم کردن روی یک گروه تروریستی دیگر روی یکی از معتبرترین دانشگاههای ایران گذاشته است. بنیانگذاران جمهوری اسلامی نیز خود ادامه دهندگان تیم نواب صفوی میباشند و مثل بوکوحرام و داعش به قتل مشغول بودند و همچنان هم ادامه میدهند.
پس از رهبران حزب دموکرات که همواره سیاسی کار بودند و سپس مجبور شدند که دست به اسلحه ببرند. تنها یک نفر در میان گروههای چریکی گذشته بسیار هشیار بود و مرض را درک کرد و ایشان گرامی یاد بیژن جزنی بود. که ساواک و شاه بهتر فهمیدند که او میتواند در آینده دشمن بسیار قدر قدرتی شود. و بنا به اعتراف تهرانی شکنجه گر وی و همراهانش را به تپه های پشت اوین بردند و همگی را از پشت سر به گلوله بستند و سپس اعلام کردند که در حین فرار کشتیم. جزنی در زندان بدین نتیجه رسید که کار سیاسی و در سطح جهانی میتواند از عهده ی رژیم شاه و دیکتاتوری وی برآید.
این تقصیر هیچ رژیمی نیست که اینقدر بد می شود بلکه این تقصیر کوته فکری و فرهنگ چاپلوسی و بی هدفی ما در زندگی اجتماعی مان است که نه بخود باور داریم و نه آینده مان را می سنجیم و نه به هم میهنان خود احترام میگذاریم. حالا می بینیم این آینده است که نشان می دهد که ما هرگز درست فکر نکرده ایم. همیشه دروغ گفتیم چنانکه زرتشت بینوا فریادش برآمد که ای ایرانی « گفتارت را نیک کن! کردارت را نیک کن! و پندارت را هم نیک کن!» تا بلکه بتوانی چون یک بشر متمدن زندگی کنی! برای برخی این کج فهمی بوجود آمده است که ایرانی ها در قدیم دروغ نمی گفتند و گفتار و کردار نیک انجام میدادند. در حالیکه بر عکس بوده است. شیطان هم از ما راستگو تر بوده و هست.
این تابلوی غم انگیز را به دیوار خانه ی تان آویزان کنید و هر روز نگاه کنید تا فراموش نکنید که ما چه هستیم و آینده چه در باره ی ما خواهد گفت. تا زمانیکه در درون هر کدام از ماها یک دیکتاتور خوابیده هر رژیمی که پس از این هم بیآید ما خودمان با قسم آیه دیکتاتورش خواهیم کرد. به امید اینکه حالمان بهتر شود.

شیرزاد کلهری

مطلب‌های دیگر از همین نویسنده در سایت آینده‌نگری:


منبع: 256


بنیاد آینده‌نگری ایران



چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶ - ۲۱ فوریه ۲۰۱۸

دکتر شیرزاد کلهری

+ آینده چراغ راه گذشته  دکتر شیرزاد کلهری

+ تبریک به کتاب در جستجوی یحیی  دکتر شیرزاد کلهری

+ ما این بودیم  دکتر شیرزاد کلهری

+ دوره ی مارکس و دوره ی ما  دکتر شیرزاد کلهری

+ انقلابی که اتفاق نیفتاد!  دکتر شیرزاد کلهری

+ آفریدگار دیجیتالی  دکتر شیرزاد کلهری

+ یک جرم تاریخی و یا یک گناه!  دکتر شیرزاد کلهری

+ انقلاب فرانسه و ایران کنونی!  دکتر شیرزاد کلهری

+ اقتصاد فرا مادی!  دکتر شیرزاد کلهری

+ کارل مارکس و پایان فلسفه!  دکتر شیرزاد کلهری

+ کورش در کرات دیگر هنوز زنده است !  دکتر شیرزاد کلهری

+ هر تیکه از بدن ما از ستاره ای آمده است!  دکتر شیرزاد کلهری

+ عجایب الکترونها  دکتر شیرزاد کلهری

+ فیزیک آسمانی و فیزیک زمینی  دکتر شیرزاد کلهری

+ آخرین دفاع مقدس از دل و روده!  دکتر شیرزاد کلهری

+ آینده از آن ما نیست  دکتر شیرزاد کلهری

+ اعدام مغزها  دکتر شیرزاد کلهری

+ نوستالژی زمان از دست رفته  دکتر شیرزاد کلهری

+ گذر زمان!  دکتر شیرزاد کلهری

+ پرسه در پسکوچه های گوگل  دکتر شیرزاد کلهری

+ وحید گرامی درود!  دکتر شیرزاد کلهری

+ زوال طبقه ی کارگر و پیروزی آچار!  دکتر شیرزاد کلهری

+ تاریخ و انقلاب سبز و جهان تکنولژی!  دکتر شیرزاد کلهری

+ جهان دارد مثل اجنه ها رفتار می کند  دکتر شیرزاد کلهری

+ بزودی سوسک می شویم!  دکتر شیرزاد کلهری

+ ارزش اضافی و انقلاب دیجیتالی  دکتر شیرزاد کلهری

+ انسان بزرگ، جهان کوچک، جهان بزرگ، انسان کوچک  دکتر شیرزاد کلهری

+ انفجار بزرگ و ظهور زمان و مکان  دکتر شیرزاد کلهری



info@ayandehnegar.org
©Ayandehnegar 1995