Iranian Futurist 
Iranian Futurist
Ayandeh-Negar
Welcome To Future

Tomorow is built today
در باره ما
تماس با ما
خبرهای علمی
احزاب مدرن
هنر و ادبیات
ستون آزاد
محیط زیست
حقوق بشر
اخبار روز
صفحه‌ی نخست
آرشیو
اندیشمندان آینده‌نگر
تاریخ از دیدگاه نو
انسان گلوبال
دموکراسی دیجیتال
دانش نو
اقتصاد فراصنعتی
آینده‌نگری و سیاست
تکنولوژی
از سایت‌های دیگر


هستی و چیستی تراژدی شصت و هفت

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
Twitter Google Yahoo Delicious بالاترین دنباله

[05 Aug 2011]   [ رضا علوی ]



رضا علوی

هر چند که فراوان گفته اند و نوشته اند، اما اندک مردمانی در جهان بر عمق فاجعه پی برده اند. جای بسی شوربختی است که بسیاری از جوانان وطن نخوانده اند و نشنیده اند که در آن تابستان 67 چه گذشت و چه تبهکاری گسترده ای در تاریخ رقم زده شد. حادثه تابستان 67 از فجایع دردناک تاریخ هستی انسان ها بوده است و در پوشه تاریخ نگاشته خواهد شد و ماندگار خواهد ماند و ما برای آیندگان می گوییم و آیندگان برای فرزندان خود و فرزندان آنان برای نسل های آینده.

منطق اوین


30 خرداد 60 به بعد اوین صاحب فلسفه و منطق شد. منطق شکنجه، انجام “فریضه ی الهی” تلقی گردید و نزدیکی به الله. “سالکان الی الله” تازیانه بر دست گرفتند و شکنجه گران “شیران سحرگاه” و “عارفان شامگاه” شدند و تبهکاران “سربازان گمنام امام زمان” لقب یافتند و مقدمات ” ظهور امام زمان” و “منتظر الظهوران” را فراهم آوردند.
دنیا با پدیده ی جدیدی از شکنجه گران روبرو می شد. هر چند که لاجوردی نماد ستمگری در اوین بود، اما شقاوت و بی رحمی نظام اسلامی تنها در او خلاصه نمی شد و نسل نوینی از شکنجه گران بودند که از پشت میز دانشگاه و منبر خطابه پا به سیاه چال ها گذاشتند تا انسان های شریف دیگر را بدرند و به سوی آنان شلیک کنند. به قول شاملو “شکنجه و تازیانه و زنجیر نه وهنی به ساحت آدمی که معیار ارزش محاسبه می گردید.”
آیت الله بهشتی، لاجوردی را کشف کرد. وی یکی از صادق ترین مریدان خمینی بود. لاجوردی نماد واقعی و تجسم حقیقی ایدئولوژی رهبر انقلاب اسلامی بود. همچون خمینی پی گیر بود. او تنها نبود، صدها نفر همراه داشت که از جان کندن انسان ها لذت می بردند و از اعدام ها شادمان می شدند.
آنان، زنان دربند را “کنیزان حربی” می پنداشتند و برای تجاوز به آنان از جواز شرعی “قربتا الی الله” استفاده می کردند. آنان لشگری بودند از حزب اللهی ها، خط امامی، چپ های مسلمان، راست های افراطی، دانشجویان پیرو خط امام، ایدئولوگ ها و تئوریسین های شیطان سرشت و ….

دلایل کشتار 67 و چکامه ی خون و جنون
دادگاه های انگیزیسیون با هدف قتل عام وسیع در قرون وسطا تشکیل شد. در سال 67، “هیئت کشتار” بسان دادگاه های انگیزیسیون برای جاری کردن حکم “شرع انور” تشکیل شد و دستور عمل خود را از رهبر حکومت اسلامی دریافت کرد و در مدت کوتاهی در تابستان 67 هزاران انسان فرهیخته، وطن دوست و آزادیخواه را به نیستی کشاند.
ارزیابی متفاوتی از دلایل کشتار 67 توسط صاحب نظران ارائه می شود که به طور مختصر بدین گونه رقم می زنیم:
1ـ واهمه و ترس از بازدید نمایندگان جهانی حقوق بشر از زندان های نظام.

2ـ ملامت و اعتراضات بخش جدا افتاده از نظام همچون آیت الله منتظری
3ـ وقوع حمله ی مجاهدین با نام فروغ جاویدان از یک سو و سرکوب شدن توسط سپاه پاسداران در عملیاتی با نام مرصاد و یک انتقام جویی کور و بی اساس.
4ـ نگرانی مقامات عالی حکومتی از مرگ خمینی و وجود لشگر عظیم اسیران و زندانیان و این فکر که با مرگ خمینی تکلیف رژیم با این زندانیان گسترده چه خواهد بود؟ در حالی که بخشی از زندانیان دوره زندان شان به انتها رسیده بود یا روزهای آخرین حبس خود را سپری می کردند و دلایل دیگر…

تدارک کشتار از دو سال پیش آغاز شده بود
بسیارانی بر این باورند که تدارک کشتار 67 در نخستین ماه تابستان پایه ریزی شد و منطق آنان بر اساس سندی است که خمینی هیئتی را تعیین می کند و با آوردن نام حجت الاسلام نیری در اول نامه و افزودن لقب “دامت افاضه” نیری را در مقابل مرتضی اشراقی (دادستان تهران)(1) و مصطفی پورمحمدی (نماینده وزارت اطلاعات) در موضعی برتر و بالاتر می نشاند.
ایرج مصداقی در خاطرات خود نام های دیگری را به هیئت مرگ اضافه می کند همچون ابراهیم رئیسی ـ اسماعیل شوشتری (وزیر دادگستری در کابینه ی خاتمی) محمد مغیثه ای ـ داود لشگری ـ حمید نوری ـ نادری ـ فاتح و …
در مرداد 1363 با پیشنهاد و طرح سعید حجاریان و تأیید نمایندگان مجلس و ابرام مقامات بالای مملکتی، وزارت اطلاعات تشکیل می شود. در فاصله سال های 60 تا 68 آقای میرحسین موسوی نخست وزیر و اولین وزیر اطلاعات حجت الاسلام ری شهری بود. در دولت کابینه موسوی از جریانات راست افراطی چون احمد توکلی ـ حسن غفوری فرد ـ مرتضی نبوی ـ ناطق نوری ـ عسگر اولادی ـ ری شهری و پرورش بودند تا چپ افراطی.
شواهد نشان می دهد که وزارت اطلاعات به پیشنهاد مقامات بالای حکومتی، طرح کشتار را از دو سال قبل آماده کرده بود.
در اواخر سال 1365، وجود تعداد فراوان زندانی سیاسی در زندان ها برای حکومت اسلامی یک مشکل شده بود. حکومتیان بر این باور بودند که کلیه نیروهای اپوزیسیون سرکوب شده اند. مقاومت شکسته شده است و با قدرت بسیار بر همگان مسلط هستند. جنگ ایران و عراق شرایط فرسوده ای پیدا کرده بود. خمینی به عنوان یک رهبر کاریزماتیک، هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس و طراح رفع بحران های نظام، خامنه ای به عنوان رئیس جمهور و میرحسین موسوی نخست وزیر و رئیس دولت و سایر صاحبان قدرت نظام در فکر حل نهایی مساله زندانیان سیاسی بودند.
با ارزیابی از روحیات، مواضع و برخورد زندانیان سیاسی، تنها آلترناتیو موجود از بین بردن فیزیکی زندانیان سیاسی بود. وزارت اطلاعات تدارکات لازمه را آماده کرده بودند. چگونگی و زمان انجام آن مطرح بود.
نهادهای امنیتی و اطلاعاتی مقدمات را آماده کرده بودند و منتظر دستور شخص خمینی بودند. اتمام جنگ، فروغ جاویدان، فشار سازمان های حقوق بشری برای بازدید از زندان ها و نگرانی از اعتراضات منتظری، مجید انصاری و پاره ای اندک از افراد درون نظام عوامل جانبی این سناریو بودند. از طرفی دیگر بیماری درمان ناپذیر خمینی و پیش بینی مرگ نزدیک او این آلترناتیو را در دستور روز قرار داد. از حدود سال 65 که منتظری بر اساس گزارش های مجید انصاری و همراهانش از زندان ها، معترض به شرایط زندانیان بود، این بیم و نگرانی برای سران حکومت اسلامی وجود داشت که منتظری، جانشین احتمالی رهبر، زندانیان سیاسی را آزاد و نظام اسلامی را بحران دشوار روبرو کند.
سران حکومت اسلامی دقیقاً آگاه بودند که کشتار جمعی زندانیان سیاسی، با این وسعت، فقط در زمان حیات خمینی امکان پذیر است و بس.

مسئولان کشتار
اگر بر این توهم باشیم که مسئولیت این کشتار فقط با خمینی و هیئت مرگ است، تصور نابخردانه ای است. حقیقت امر این است که کلیه جناح های حکومتی، از راست افراطی تا چپ اسلامی در این کشتار دست داشته اند یا تأیید کرده اند. پاره ای از چپ های اسلامی که در سال های بعد به سمت و سوی رفرمیسم کشیده شدند، در آن سال ها در نهادهای اطلاعاتی و امنیتی فعال بودند. آنانی که در بخش های قضایی و شوراهای سیاست گذاری نقش خود را در زمینه ی کشتار ایفا کرده اند و پاره ای از آنان در دهه بعد به پراگماتیست های اسلامی و اصلاح طلبان بدل شدند، سهم خود را در این جنایت بر علیه بشریت لاپوشانی کردند و نقش خود را بی رنگ جلوه دادند و تلاش کردند که این پروژه دو ساله را به یک واکنش ناگهانی و لحظه ای در حمله مجاهدین وانمود کنند تا ساختار جنایت به حاشیه رانده شود. (2)

بازتاب کشتار در آثار هنرمندان و نویسندگان
اگر ایرانیان و جهانیان، تبهکاری های تاریخی را به فراموشی بسپارند، بستر تکرار فاجعه را هموار می کنند. رخدادهای تاریخی از جمله جنایت های علیه بشریت، باید در آثار قلمزنان و گفتار تحلیل گران و شعر شاعران و اثر هنرمندان انعکاس یابد و در حافظه تاریخی و فرهنگ ایرانی حک شود تا آیندگان بدانند بر نسل سوخته ی ما چه گذشت.
اخوان “نوحه” را برای مصدق سرود، شعرهای “نازلی” و “سال بد” شاملو درباره وارطان و کیوان، مرگ فجیع آنان را در برابر جوخه اعدام در پیش چشم ما می گذارد و پس از هر بار خواندن جلادان را به محاکمه می کشاند. شاملو در مجموعه شعر “مدایح بی صله” استبداد مذهبی و خمینی را در محکمه شعر و شاعری محکوم کرد. هوشنگ گلشیری، خشونت حکومت اسلامی و دنباله روی توده ها را در “فتح نامه مغان” و “شاه سیاهپوشان” حک کرد، اما شوربختانه کشتار 67 در آثار نویسندگان و شاعران داخل کشور نقش نیافت. بجز یکی دو اثر اندک، در داخل کشور هیچ حماسه یا مرثیه ای، قربانیان این فاجعه دردناک را بر بستر تاریخ حک نکرد.
چرا کشتار 67، در هنر و ادبیات ایران، بازتاب شایسته ای نیافت؟
آیا فقط می توان دلخوش بود به قصه کوتاه امیرحسین چهل تن یا نقاشی های شهلاپور؟ حادثه ای بزرگ در وطن به وقوع پیوسته است، واکنش نویسندگان و هنرمندان در وطن، درخور و شایسته نبوده است. چرا؟ روشنفکران سکوت اختیار کردند؟
دلایل سکوت روشنفکران را بدین گونه می توان مختصر کرد:
1ـ پاره ای از هنرمندان و نویسندگان بر این باورند که فرایند تولید کار یک روشنفکر فراتر از عرصه سیاست است. سیاست عرصه حفظ قدرت و نقد حکومت است و فرهنگ عرصه ی ارائه ی هنر و اندیشه آزاد. آنان بر این باورند که فرهنگ توام با سیاست از هستی خود به دور می شود و به شعار و فرم ارگانی تبدیل می شود. اما در پاسخ این یاران باید گفت که هنر و اندیشه در حوزه آرمان های راستین و عادلانه انسان هاست. کشتار دسته جمعی زندانیان سیاسی، پایمال کردن حقوق بشر است. با سکوت در برابر کشتار 67، فرهنگ را از سیاست نمی توان رها کرد.
2- اعمال خشونت: در فاصله ی سال های 60 تا 67 به علت وجود خشونت فراوان و کشتارهای وسیع، ترس بر جامعه مسلط شده بود و “واهمه و بیم” بر جامعه ی هنرمندان و نویسندگان داخل کشور مسلط شده بود.
3ـ هنرمندان و نویسندگان و اندیشه ورزان در سال 67 بر این باور بودند که هرگونه اعتراضی بی تأثیر است و نتیجه ی آن شکنجه و اعدام خواهد بود.
4ـ پاره ای از روشنفکران و هنرمندان داخل کشور بر این باور بودند که بخش اعظم زندانیان سیاسی، قربانیان سیاست های نابخردانه و حرکت های کور سازمان و تشکیلات سیاسی هستند که با ارائه برنامه های نادرست به این بیراهه کشیده شده اند و برخی از زندانیان در “تدوین و اجرای پاره ای از برنامه های استبداد سهیم بوده اند” و ” برخی بار همکاری با جلادان خود را بر دوش داشتند” و “برخی سودای تحمیل نوعی دیگر از دیکتاتوری در سر داشتند.”
اما اینان توجیهاتی بیش نبود و حقیقت امر این است که نویسندگان ما این بار مهم را بر دوش نکشیدند و شاهد یکی از وحشتناک ترین سرکوب های ایرانیان و کشتار دگراندیشان بودند و دم برنیاوردند.

خشونت و بربریت آنان، در تاریخ ایران، بی همتا بود.

مطلب‌های دیگر از همین نویسنده در سایت آینده‌نگری:


منبع:


بنیاد آینده‌نگری ایران



چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۶ - ۱۷ ژانویه ۲۰۱۸

ستون آزاد

+ بیانیه‌ی جمعی از نویسندگان، شاعران و هنرمندا ن ایرانی در سوئد 

+ نجفی، قالیباف را به استفاده از بودجه شهرداری تهران در انتخابات ریاست جمهوری متهم کرد 

+ تفكرى در باره وقايع اخير ايران جمشيد قراجه داغى

+ سکوت موقت فرهاد یزدی

+ فرهادی و هدیه تهرانی؛ اعتراض‌های سراسری و پرسش‌ها و پاسخ‌ها 

+ پاسپورت آلمانی در صدر رده بندی جهانی 

+ چرا ناآرامی‌های اخیر ایران به یک جنبش همگانی منجر نشد؟ شهیر شهید ثالث

+ جنگ دولت با زبان انگلیسی در مدارس ابتدایی سعید پیوندی

+ «مردم نگران کهریزک دیگری هستند» 

+ دعوت اتحادیه اروپا از ظریف برای گفت‌وگو در مورد «برجام» در روز پنج‌شنبه 

+ یک نماینده ارشد پارلمان آلمان «شکایتی رسمی» علیه هاشمی شاهرودی ارائه کرده است 

+ تایید خبر مرگ یکی از بازداشت‌شدگان در اوین؛‌ صادقی نسبت به وقوع «کهریزک دوم»‌ هشدار داد 

+ نگرانی یک عضو شورای شهر تهران از تکرار حوادث کهریزک 

+ گزارشی از تظاهرات همبستگی با مبارزات مردم ایران در استکهلم 

+ اگر به فساد هم‌اندازه حجاب حساس بودیم، اوضاع‌مان بهتر ‌می‌شد 

+ یادداشتی از محسن مخملباف: براى جوانى كه در خيابان با مردم سخن گفت محسن مخملباففیلمساز

+ نگاه تاجیکان به تحولات ایران BBC

+ آخوندهای درباری مواجب بگیر: مقدس یا نابود کننده اسلام؟ اکبر گنجی

+ ادامه بازداشت دانشجویان در ایران 

+ پرده آخر فرهاد یزدی

+ شلیک به ساختمان فرمانداری لنجان اصفهان 

+ اصلاح‌طلبان ایران در مورد اعتراض‌ها چه می‌گویند 

+ نسرین ستوده حقوقدانان و روشنفکران ایران را به حمایت از مطالبات مردم فراخواند 

+ پیشنهاد جعفر پناهی:‌ رفراندوم یا تظاهرات آزاد 

+ فراخون ملی برای شرکت در تظاهرات بزرگ ایرانیان ساکن بلژیک 

+ بیانیه همبستگی سوریه با قیام ملت¬های ایران 

+ اعلام پشتیبانی همبستگی جمهوری خواهان از مبارزات مردم ایران 

+ مناسبات سردار سپه و روحانیت  رضا علوی

+ مردم به روشنی می گویند جمهوری اسلامی نمی خواهند مهرداد درویش پور

+ ویژه گی ها و تفاوت ها  رضا علوی

+ مقاله ای از خانم دکتر شاهین/تهران 

+ نجات ایران فرهاد یزدی

+ مات شدن نظام اسلامی فرهاد یزدی

+ ورشکستگی بازار ایدئولوژیک (2)  فرانسیس ساندرز

+ سرگردان در راهروهای ارشاد 

+ تاک و تاک نشان فرهاد یزدی

+ چهره دوگانه اکتبر 

+ نزاع بر سر هیچ! عارف دانیالی

+ بالاتر از خطر  فرهاد یزدی

+ در عربستان چه می گذرد ؟ دکتر رضا علوی

+ امنیت در عصر جنگ افزار کشتار جمعی - قسمت دوم فرهاد یزدی

+ امنیت در عصر جنگ افزار کشتار جمعی - قسمت نخست فرهاد یزدی

+ گذر پر مخاطره فرهاد یزدی

+ جاسوسی در نظام اسلامی فرهاد یزدی

+ فوریت مساله افغانستان فرهاد یزدی

+ مرزهای نوین، در حال شکل گیری. فرهاد یزدی

+ خودمان را گول نزنیم ما ملت بزرگی نیستیم رضارخشان

+ امیدهای آینده فرهاد یزدی

+ پرویز شفا استاد سینما از دنیای ما رفت 

+ افعانستان: روزنه امید؟ فرهاد یزدی

+ بازیگر جدید سیاست خارجی ایران فرهاد یزدی

+ آینده‌نگری در برنامه‌ریزی شهری میانه دکتر علی تقی‌پور

+ کابینه دوم روحانی فرهاد یزدی

+ صادق خلخالی به روایت دخترش 

+ مریم میرزاخانی و مهدی علوی شوشتری حسین باقرزاده

+ از ژن برتر تا بابای بند باز رضارخشان

+ پرنسیب سیاسی را از احمدی نژاد باید آموخت رضارخشان

+ آیا جنگ بین ایران و عربستان - یک بلوف سیاسی از سوی امریکا نیست؟ م - ر ایران

+ راه ملت فرهاد یزدی

+ هیچ دلیلی برای خوش بینی به آینده خاورمیانه نیست / جنگ بزرگ بعدی در راه است 

+ ما و تمدن‌زدایی جهانبگلو

+ برای آناهیتا دختر مریم دکتر محسن طاهری دمنه

+ اتحاد برای ایجاد جنگ فرهاد یزدی

+ استالین و منطق صوری میثم خسروی*:

+ موازنه قدرت فرهاد یزدی

+ علوم انسانی خصلتاً مزاحم است سارا شریعتی

+ تبریک به کتاب در جستجوی یحیی دکتر شیرزاد کلهری

+ آقازاده ای که ولیعهد شد  رضا علوی

+ صدای پای بحران در کانون دانایی 

+ چرا باید علوم انسانی بخوانیم؟ سارا شریعتی

+ آینده نه چندان دور ایران فرهاد یزدی

+ دانشگاه به‌مثابۀ شرکت چندملیتی 

+ بلبشوی نظام همزمان با وقایع تعیین کننده قطر فرهاد یزدی

+ ما این بودیم دکتر شیرزاد کلهری

+ چین چهره جهان را تغییر می‌دهد؟ 

+ روشنفكری پژوهی اکرمی، موسی

+ دوره ی مارکس و دوره ی ما دکتر شیرزاد کلهری

+ درنکوهش از شرکت در انتخابات محمّد امینی

+ بیانیه ­ی جمعی از آینده پژوهان کشور در حمایت از دولت تدبیر و امید 

+ امنیت در عصر هسته ای - بخش سوم - ایران فرهاد یزدی

+ امنیت در عصر هسته ای - بخش دوم فرهاد یزدی

+ امنیت در عصر هسته ای - بخش نخست فرهاد یزدی

+ برگزاری همه‌پرسی با استفاده از امکانات نظام ولایت فقیه علی صدارت

+ مرز میان «فرار مغزها» و «قرار مغزها» وحید احسانی

+ جایگاه روابط عمومی در دوره مدرنیته مریم سبحانی فرد

+ ترامپ و نظام اسلامی فرهاد یزدی

+ آیا وجه اصلی «فرار مغزها» وجه «مکانی/جغرافیایی» آن است؟  وحید احسانی

+ اندیشۀ سیاسی چیست و به چه دردی می‌خورد؟ 

+ هنر گفت و گو ـ آرک دیلی با ساسکیا ساسِـن- برگردان آرش بصیرت

+ سایه اقتصاد بر سر سیاست. محسن رنانی

+ سوریه، کره شمالی و نظام اسلامی فرهاد یزدی

+ چگونه مشکلات سیاست خارجی را کاهش دهیم؟. محمود سریع القلم

+ ترامپ و دنیای پساحقیقت كن ويلبر

+ امکان تجزیه ایران؟ فرهاد یزدی

+ خبرت هست که در شهر شکر ارزان شد؟! محمّد امینی

+ دل‌واپسانِ آزادی! جعفر پارساپور

+ همه پرسی برای تعیین سرنوشت نظام اسلامی فرهاد یزدی

+ اعلان بی طرفی سپاه فرهاد یزدی

+ انتخابات سال 96 فرهاد یزدی

+ ترامپ و امنیت ملی ایران فرهاد یزدی



info@ayandehnegar.org
©Ayandehnegar 1995